سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
71
تاريخ ايران ( فارسى )
محلات اربعهء شوش مسافرى كه از جلگهء مسطح عبور مىكند تلال شوش را بسيار مرتفع ميپندارد ، بنابراين ميتوان تصور كرد كه زمانيكه عمارات عالى بر روى آن تلال بوده و اطراف آن دريائى از حاصل غله موج ميزد و ما بين آن ، نخلستانها وجود داشت منظر تلال مزبور چقدر باشكوه بوده است ويژه كه پشتسر آن منظر رشتههاى متواليهء كوههاى باعظمت تيرهرنگ واقع و منتهى به قلل سفيد برفى ميشده است . امروز منظر شهر مزبور عبارت از تلال حزنانگيزى است كه مسافت بعيدى از طرفين ساحل كرخه را گرفته است . رود مذكور از شهر عبور ميكرده و فاصلهاى كه امروز ما بين شاور ورود كرخه هست زير ابنيه و عمارت بوده و مقدارى از آنها را رودخانه خراب كرده است . مسيو دمرگان خرابهها را به ترتيب تلال مهمه به چهار محله قسمت مىكند . اول - ارگ كه در ايام هخامنشيان قلعه بوده است . دوم - شهر سلطنتى و قصور جانشينهاى داريوش . سوم - محلهء دادوستد و معاملات . چهارم - محلهء ساحل يمين مجراى فعلى كرخه و اين محله سابقا شامل تمام مساحتى بوده است كه امروز بين شاور و رود كرخه واقع است . محلهاى كه ارگ ناميده شده از حيث وسعت از همه كمتر ولى از حيث ارتفاع از همه مهمتر است . چهارصد و پنجاه متر طول و دويست و پنجاه متر عرض آن و سى و هشت متر از جلگه ارتفاع دارد و چون اطرافش سراشيب شده و صعود از آن مشكل است بيش از اندازه ارتفاعش بر جلگه مسلط مينمايد و چنين به نظر ميرسد كه از ايام قبل از تاريخ تا دورهء ايرانيها و يونانيها اين محله همواره بلا انقطاع مسكون بوده است . شهر سلطنتى در امتداد هزار و پانصد متر از جنوب شرقى بشمال شرقى ارگ كشيده شده و درّهء عريض آن را از ارگ جدا مىكند كه اهل محل آن را بازار خوانده و هيچوقت متصل به آن نبوده است .